حسن حسن زاده آملى

68

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

و اخرى الى جانب آخر ، فهذا التبديل فى المراكب يهيّىء النفس للخروج و الهجرة الى اللّه من هذه الدار ، فالموت طبيعّى بهذا المعنى لا كما قالته الاطبّاء و غيرهم من الطبيعيّين أن ذلك لنفاد الرطوبة و وقوف القوّة » . صدر المتألّهين در اين مطلب يعنى تسويهء مركب نفس ، ناظر به كلام كامل شيخ كبير محيى الدين عربى در « فصوص الحكم » است كه در آخر فصّ يونسى آن فرمود : « فاذا أخذه ( اى اذا أخذ الحّق تعالى الانسان اليه بالموت ) سّوى له مركبا غير هذا المركب من جنس الدار الّتى ينتقل اليها و هى دار البقاء لوجود الاعتدال فلا يموت أبدا ، أى لا تتفرق أجزاؤه - الخ » . چون بيان آنان با آنچه كه عّلامهء قيصرى در شرح آن ص 385 چاپ سنگى تهران ، و در شرح اوّل فصّ الياسى ص 412 ، در مزاج عنصرى و روحانى افاده فرمود ، و نيز با آنچه كه صدر الدين قونوى در تفسير سورهء فاتحه ص 296 طبع مصر فرموده كه « ان الغذاء على اختلاف ضروبه و انواعه مظهر صفة البقاء و هو من سدنة اسم القيّوم - الخ » ، و با اصول قويم كه : علم و عمل انسان سازند و جزا در طول عمل است ، و هر فعلى و عملى صورتى دارد در عالم برزخ كه آن فعل بر آن صورت بر فاعلش ظاهر مىشود ، و علم انسان مشخّص روح او و عملش مشخّص بدن او در نشأه اخروى است كه در حكمت متعاليه مبرهن است و علّامه محمّد دهدار در رسالهء وجيز و عزيز « قضا و قدر » متعّرض شده است ، و با آنچه كه متألّه سبزوارى در « شرح مثنوى » ص 103 چاپ رحلى سنگى ذكر كرده است كه در تبّدل نشئات و اطوار وجودات ، تشخّص محفوظ است و امتيازات متفاوت است ، كه ريشهء بحث و تحقيق آن را در « اسفار » ج 1 ص 113 ، 114 چاپ رحلى طلب بايد كرد ، تلفيق و ضميمه شود نتايجى ارزنده در بيان اصول معرفت نفس عائد مىگردد ، از آن جمله اين‌كه : انسان را بدنهاى در طول هم به وفق نشئات اخروى است و تفاوت ابدان و نشئات به نقص و كمال است ، فافهم . و پس از حرارت غريزى ، قواى نفسانى آلات بدنيّه‌اند ، و پس از آنها محال